علی یا علی یا علی یا علی
نما از کرم قلب ما منجلی
نما از کرم قلب ما منجلی
بده ساقی آن می که جان پرورد دهد عقل و ادراک و هوش و خرد
نماید دل و جان من پرسرور برون آرد از بخل و کبر و غرور
نماید دل و جان من پرسرور برون آرد از بخل و کبر و غرور
کند جسم و جان و دلم شعلهور بسوزد سراپای من از شرر
نشینم در آن حالت سوز و ساز بگویم به هنگام راز و نیاز
نشینم در آن حالت سوز و ساز بگویم به هنگام راز و نیاز
علی یا علی یا علی یا علی
نما از کرم قلب ما منجلی
نما از کرم قلب ما منجلی
بده می که بردارد از دل حجاب ببیند ترا چشم دل بینقاب
برون آید از سر هوی و هوس شوم بیخود از خویشتن یک نفس
برون آید از سر هوی و هوس شوم بیخود از خویشتن یک نفس
عطا کن مرا آن می سازگار که فارغ شوم از غم روزگار
از آن بادهٔ ناب پرتاب و تب که ورد زبانم کند روز و شب
از آن بادهٔ ناب پرتاب و تب که ورد زبانم کند روز و شب
علی یا علی یا علی یا علی
نما از کرم قلب ما منجلی
نما از کرم قلب ما منجلی
معنی شعر
این شعر یک مناجات عاشقانه و عرفانی با حضرت علی (ع) است که در آن شاعر از او درخواست میکند که قلبش را منجلی و روشن کند. شاعر با استعاره از «می» و «باده» که نماد عشق و معرفت الهی است، تقاضا دارد که از این شراب معنوی به او عطا شود تا جانش پرورش یابد و عقل و خردش افزایش یابد. او میخواهد از صفات ناپسند مانند بخل، کبر، غرور، هوی و هوس رها شود و در حالتی از سوز و عشق، شعلهور و بیخود از خویشتن گردد. این شعر بیانگر اشتیاق عارفانه برای دیدار و قرب حق از طریق توسل به ولایت علی (ع) است، و در آن شاعر طالب آن است که حجاب از دلش برداشته شود و چشم دلش حقیقت را بینقاب ببیند.