مثنوی

توبه‌نامه

۱۴۰۵/۰۴/۱۸ ۲۳

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

الهی، بر دلم شور و صفا بخش
ز نورِ خویش جانم را جلا بخش
مرا از نفسِ دون آزاد گردان
دلِ ویرانه‌ام آباد گردان
رهایی‌بخشم از قیدِ علایق
مبادا مانم اسیرِ این خلایق
وجودم را ز خودخواهی رها کن
دلم را با حقیقت آشنا کن
هر آن کس با تو در خلوت نشیند
بهشتِ جاودان را در تو بیند
تو هر گم‌کرده‌ره را رهنمایی
تو بر هر مشکلی مشکل‌گشایی
اگر کردم ز نادانی خطایی
ببخشایم، که خود صاحب‌عطایی
تو بخشاینده‌ای و مهربانی
تو بهرِ بندگان آرامِ جانی
امیدِ من بود بر رحمتِ تو
که باشم در پناهِ عزتِ تو
قبولِ توبهٔ مسعود فرما
گناهش را به لطفِ خود ببخشا

معنی شعر

این شعر، مناجاتی صمیمانه با خداوند و بیانگر روح توبه، فروتنی و امید به رحمت الهی است. شاعر از پروردگار می‌خواهد که دلش را از نور ایمان، صفا و آرامش سرشار سازد و او را از بند نفس، خودخواهی و دلبستگی‌های دنیا رهایی بخشد.

در ادامه، خداوند را راهنمای گم‌گشتگان، گره‌گشای مشکلات و بخشنده مهربان معرفی می‌کند و با اعتراف به خطاهای خویش، از او طلب آمرزش می‌نماید. شاعر سرانجام همه امید خود را به رحمت و لطف پروردگار می‌بندد و از خداوند می‌خواهد که توبه‌اش را بپذیرد و او را در پناه عزت و بخشش خویش قرار دهد.