به راه عشق هرکس پا نهد دیوانه خواهد شد
چو مجنون در میان عالمی افسانه خواهد شد
چو مجنون در میان عالمی افسانه خواهد شد
اگر در عالم معنا دل خویش از هوس شویی
چو عشق آید کلید عقل را دندانه خواهد شد
چو عشق آید کلید عقل را دندانه خواهد شد
بسی باید تحمل تا که سالک در سلوک آزاد
هر آن کس از تعلق بگذرد فرزانه خواهد شد
هر آن کس از تعلق بگذرد فرزانه خواهد شد
دل آگاهان نمیبندند دل هرگز به سیم و زر
که جای گنج در آغوش هر ویرانه خواهد شد
که جای گنج در آغوش هر ویرانه خواهد شد
نه تنها نور حق در گوشهٔ محراب میتابد
که گاهی این تجلی شامل میخانه خواهد شد
که گاهی این تجلی شامل میخانه خواهد شد
نه هر معشوقهای از عاشق خود بیخبر باشد
که گریان شمع، بهر کشتهٔ پروانه خواهد شد
که گریان شمع، بهر کشتهٔ پروانه خواهد شد
عجب نبود اگر مسعود دارد حالت مجنون
به راه عشق هرکس پا نهد دیوانه خواهد شد
به راه عشق هرکس پا نهد دیوانه خواهد شد
معنی شعر
این غزل از شاعری معاصر به نام مسعود، درباره راه عشق و تحول معنوی است. شاعر میگوید هرکس در راه عشق قدم نهد، همچون مجنون دیوانه و افسانهای خواهد شد. عقل در برابر عشق ناتوان است و کلید عقل شکسته میشود. سالک باید از تعلقات مادی بگذرد تا به حکمت برسد. دلآگاهان به مال و ثروت دل نمیبندند، چون گنج حقیقی در دلهای ویران است. نور حق تنها در محراب نیست، بلکه در میخانه و همهجا تجلی میکند. در نهایت شاعر از خود میگوید که چون در راه عشق است، حالت مجنونیاش عجیب نیست.