مرحوم عنایت الله بصیری
برادر بزرگتر شاعر
ببین چگونه فلک جمع ما پریشان کرد
چگونه چرخ، مرا دردناک و پژمان کرد
چگونه چرخ، مرا دردناک و پژمان کرد
عنایتی که بصیری گرفت نام و نشان
ز تن رها شد و منزل به کوی جانان کرد
ز تن رها شد و منزل به کوی جانان کرد
امانتی که خداداده بود، درست اجل
ز خود رها شد و رو سوی کوی جانان کرد
ز خود رها شد و رو سوی کوی جانان کرد
هر آنکه طالب دلدار بود و شد تسلیم
خدای مشکل جاندادنش چه آسان کرد
خدای مشکل جاندادنش چه آسان کرد
به هر کجا گذرم، آه و ناله میشنوم
به هر که مینگرم، اشک غم به دامان کرد
به هر که مینگرم، اشک غم به دامان کرد
همین بس است به وصف رضا و تسلیمش
که ختم مجلس خود روز عید قربان کرد
که ختم مجلس خود روز عید قربان کرد
به نیمهٔ مه مهر هزار و سیصد و شصت
برفت سوی خدا، جا به باغ رضوان کرد
برفت سوی خدا، جا به باغ رضوان کرد
چگونه اشک نریزد برادرش مسعود
که درد و غصه به خواب دیده درمان کرد
که درد و غصه به خواب دیده درمان کرد
به یاد مرحوم عنایت الله بصیری
معنی شعر
این شعر مرثیهای است برای عنایت بصیری که در نیمه ماه مهر ۱۳۶۰ درگذشته است. شاعر (مسعود، برادر متوفی) از فراق برادر خود مینالد و چگونگی پریشانی که فلک بر خانواده آورده را توصیف میکند. او مرگ برادر را به منزلت امانتی میداند که به خداوند بازگشت و روح او به کوی جانان (بهشت) رفت. شاعر از رضا و تسلیم متوفی یاد میکند که مجلس ختمش در روز عید قربان برگزار شد، و از اندوه عمیقی که همهجا بر او احاطه کرده سخن میگوید. او در پایان از درد و غم خود که تنها با اشک چشم درمان میشود، سخن میراند.