آن عید بود که غم نباشد
فکر همگان دژم نباشد
فکر همگان دژم نباشد
دلها شود از صفا چو گلشن
کس را به کسی ستم نباشد
کس را به کسی ستم نباشد
ظالم نکند ستم به مظلوم
در روی زمین الم نباشد
در روی زمین الم نباشد
هر غمزده بهر لقمه نان
در ناله دمبهدم نباشد
در ناله دمبهدم نباشد
دارا مددی دهد به مسکین
همواره پی درم نباشد
همواره پی درم نباشد
آن عید مبارک است مسعود
کاندر دل خسته غم نباشد
کاندر دل خسته غم نباشد
معنی شعر
این شعر تصویری آرمانی از عید حقیقی را ترسیم میکند. شاعر میگوید عید زمانی معنا مییابد که غم و اندوه نباشد، ظلم و ستم از میان برخیزد، دلها از صفا و صمیمیت چون گلستان شکوفا شود، هیچ ستمگری به مظلومی ظلم نکند، غمزدگان برای لقمهای نان ناله نکنند، صاحبان ثروت به نیازمندان کمک کنند و همه در پی مادیات دنیا نباشند. عید واقعی آن است که دلهای خسته از غم رها شوند و عدالت و محبت جایگزین رنج و درد گردد.